تو چنگ ابرای بهار افتادم و در نمیام

چشمامو سرزنش نکن، از پسشون بر نمیام

پیر شدم تو این قفس، یه کم بهم نفس بده

رحم و مروتت کجاست، جوونیامو پس بده

فکر نمی کردم بذاری، زار و زمین گیر بشم

فکر نمی کردم که یه روز، اینجوری تحقیر بشم

اون همه که دلم برات به آب و آتیش زده بود

حتی اگه سنگ بودی، دلت به رحم اومده بود

دلش نخواست و نمی خواد یه روز به حرفام برسه

شاید می خواد رقیب من به آرزوهام برسه

پسند من تو هستی که این همه بخت من سیاست

دلبر خود پسند من قله ی خوشبختی کجاست

ازت می خواستم بمونی، بهت می گفتم که نری

این روزا نیستی اما باز، به پات می افتم که نری

تو فکرتم اما دلم، هی میگه فکرشم نکن

یه کم به فکر تو نبود، پس دیگه فکرشم نکن

این شعری که بالا گذاشتم، شعر یکی از آهنگای آلبوم آخر محسن چاوشی است که اواسط مهر پخش شده.به نظر من آهنگاش خیلی قشنگه.اکثر آهنگاش شعرای غمگینی داره. اگه شعرای غمگین دوست دارید توصیه میکنم این آلبوم رو بخرید، چون آهنگای زیبایی داره و بخش عمده ی زیباییش هم به خاطر صدای محسن چاوشی.اسم آلوبم هم "یه شاخه نیلوفر".