سلام بهونه ی قشنگ من برای زندگی

آره منم همون دیوونه ی همیشگی

فدای مهربونیات چه می کنی با سرنوشت

دلم برات تنگ شده بود این نامه رو واست نوشت

حال منو اگه بخوای رنگ گلای قالیه

جای نگاهت بدجوری تو صحن چشمام خالیه

فدای تو نمی دوننی که من چه دردی کشیدم

حقیقت رو واست بکم به آخر خط رسیدم

به خاطرت مونده یکی همیشه چشم به راهته

یه قلب تنها و کبود هلاک یک نگاهته

من می دونم همین روزا عشق من از یادت می ره

بعدش خبر میدن بیا که دوستت داره می میره

تو از خودت واسم بگو بدون من خوش می گذره؟

دلت می خواست میومدم یا تنها رفتی بهتره؟

از وقتی رفتی این چشمام فقط شده یک کاسه خون

همه اش یه چشمم به دره،چشم دیگرم به آسمون

یادت میاد گریه هامو ریختم کناره پنجره

داد کشیدم تو رو خدا نامه بده یادت نره

یادت میاد خندیدی و گفتی حالا بذار برم

تو رفتی و نمی دونی که من هنوز منتظرم